اقتصادی

دکتر کرسی – مجله آنلاین

به گزارش مجله آنلاین، این روزنامه اقران او می نویسد: «چند سال است که تعداد مشتریان خرید صندلی (چارپایه) چوبی افزایش یافته است. من امسال 800-900 تولید کردم و خدا را شکر که همه آنها را فروخت.» پزشکان در کارگاه کوچکش پشت یک دستگاه برش ایستاده و از صندلی برای «مد» استفاده می کند. . خیابان پل چوبی تهران را از هر طرف نگاه کنید. آیا سنت پرتاب صندلی و گذراندن وقت با خانواده احیا شده است یا خاصیت درمانی زیر کرسی خوابیدن مردم را به خرید این چهارپایه های چوبی ترغیب کرده است؟

زمستان بود و وقتی باب بدون لوله گاز، دیگ بخار و گرمایش از کف به شهر نرسیده بود، زیر صندلیم خوابیدم. وقتی به خاطر سرمای بیرون پا به داخل خانه گذاشتم، هنوز به آن نرسیده بودم، بدن سردم را زیر کیلت لغزیدم و تا مغز استخوان گرمش کردم. تا به خودت بیایی خون گرمی را می بینی که چشمانت را فشار می دهد و خوابی بهتر و آرام تر از خوابیدن زیر وزن یک لحاف گلدار گرم از گرمای بلیزر و المان های الکتریکی بعدی. جایزه. حالا دیگر در چشم مردم دلشان از هوای آن شب ها پر شده است. شبی که زیر صندلی نشستند، چهارپایه صندلی برایشان مثل میز آشپزخانه بود، پر از شیرینی و چای، پرتقال و نارنگی.

علی، فروشنده نجاری، می گوید که مردم از مردم برای خرید استقبال می کنند. قیمت هر چهارپایه بسته به سایز آن از 300000 تا 550000 تومان می باشد. او تعریف می کند که وقتی از سر کار خسته می شود، صندلی خود را در خانه رها می کند و هر شب زیر آن می ماند. [منبع گرما] کالسکه ای بود که هیزمش دارو بود. من سال گذشته چهارپایه را به خانه بردم، اما از آن استفاده نکردم. من امسال لحاف حرفه ای را دور انداختم اما باورتان نمی شود اگر زیر آن بروید و میوه سرد بخورید خستگی روز از تنتان بیرون می رود.

علی توضیح می دهد که مشتریان اغلب به دلیل خواص درمانی آنها به صندلی ها مراجعه می کنند. مشتری بود که می گفت متخصص قلب برای جلوگیری از سکته قلبی صندلی می خرد.» وقتی شب ها به رختخواب می رویم، گردش خون کم است، اما گرما باعث گردش بیشتر خون و جلوگیری از حمله قلبی می شود. که مفید باشد.”

او می خندد: «من نمی دانستم صندلی طب گیاهی چینی وجود دارد.

مرتضی که زیر پل مغازه بزرگی دارد معتقد است برای سکونت در آپارتمان، به خصوص تا شب یلدا که مردم برای خرید صندلی دعوا می کنند بهتر است حجم صندلی ها را کم کنیم، با خنده می گویم. است. بسیاری از مشتریان برای خرید صندلی برای درد پا و درد استخوان مراجعه می کنند. در حال حاضر این رادیاتورها و بخاری ها فقط خودشان را گرم می کنند، اما وقتی یک صندلی را زمین می گذارید، همه زیر آن می روند و آن را گرم می کنند».

او توضیح داد که در گذشته به دلیل استفاده از صندلی هیچکس کمر یا پا درد نداشت و مردم فقط دلیل آن را می دانستند، بنابراین تصمیم گرفت یک صندلی بخرد. در گوشه ای از فروشگاه، یک صندلی تاشو وجود دارد که شبیه یک کیف چوبی تاشو است و یک پیچ مخصوص روی پایه آن قرار دارد. زمستان بعدی. او که از علاقه مندان به ظروف چوبی سنتی است، به رستوران داران اوین گفت که برای رستورانش 10 صندلی خریده و مردم دوست دارند زیر صندلی شان غذا بخورند.

نبش خیابان دمابند، فروشگاه بزرگی چند چهارپایه چوبی بیرون مغازه انباشته بود. مغازه ای که بیش از 40 سال است که در گوشه خیابان لوازم چوبی می فروشد. صاحبان فروشگاه ها بر این باورند که صندلی های زمستانی به دلیل خواص درمانی خود فروش خوبی دارند. برخی آن را برای خانه سرد، برخی برای قاعدگی و برخی برای کمردرد و پا درد می خرند. در قدیم بندری خطرناک با گاز بود و تعمیرات آن نیازمند تشریفات بود. «باید به باغ می رفتی و آن را پر می کردی، اما حالا راحت است».

پزمان در تاریکی کارگاه در حال قطع درخت است. وی ساخت هر صندلی را کار نجاری دو روزه می داند. هر چهارپایه را 200 هزار تومان به فروشندگان می فروشد و آنها معمولا با قیمت بالاتری به مشتریان خود عرضه می کنند. پزمان که یک صندلی در خانه گذاشته است، توضیح می دهد که اگر شب ها زیر صندلی نرود، احساس بیماری می کند. او می گوید: «من قبلاً صندلی درست می کردم، اما بیشتر مردم از آن به عنوان میز و نیمکت در بالکن استفاده می کردند، اما الان دو سال است که همه به صندلی ها می آیند. حتی پس از زمستان، من همچنان از مدفوع های زیادی مانند نشستن پشت میز یا بالکن استفاده می کنم.

او از فروش صندلی در مناطق سردسیری مانند اولی و دماوند در فصل زمستان می گوید و کار خود را اینگونه توصیف می کند: جدای از آن، کودک کوچکی روی آن راه می رود و کتاب و سینی روی آن می گذارند».

او همچنین معتقد است که مردم در حال بازگشت به خرید مبلمان چوبی هستند و “آمودیف” مانند گذشته محبوبیتی ندارد. “دلیل اینکه بقای چوب روند بزرگ تری است. مردم طبیعت را نابود کرده اند و اکنون آن را به خانه آورده اند. اکنون مد شده است که چوب را کندن و به دیوارها، میزها و صندلی ها ضربه بزند، بوفه های چوبی نیز مد شده اند. بسیار عجیب است که برای ساختن خانه زیباتر یک درخت را قطع کنید.البته این پایان کار نیست.حالا یک نردبان چوبی تزئین می کنند یا یک گاری وسط خانه می گذارند.قرار دهید.خلاصه همه چوب ها خوب می فروشند. فروخته شد، من آن را به عنوان یک نجار و یک همکار تولید می کنم.”

من با یک زن میانسال جلوی مغازه ای که در آن جا می نشینم، در خیابان قدم می زنم. وقتی از او می پرسند که چرا دنبال صندلی می گردی، می خندد و می گوید دلش کهنه شده است. دوستی مثل من به من گفت که یک صندلی بخر و در خانه بگذار. دوست من الان واقعا درد کمتری دارد و همسایه دیگر، پدر پیرش، بعد از استفاده از صندلی، روماتیسم و ​​درد شدیدی را تجربه کرد. گفتم: من هم خیلی وقت است که کت و شلوار دارم، بگذار من هم بخرم. چه دیدی؟ همه رفتیم دکتر.

جدا از ویژگی‌های شفابخش، دیدن این که بچه‌های ما که هرگز زیر کرسی را تجربه نکرده‌اند، چگونه بزرگ شدند و یک شب زمستانی را گذراندند، بسیار جالب است.» او از خاطرات قدیمی و زمان‌های زیر صندلی می‌گوید.

در پایان کارش، یاد دوران کودکی ام افتادم، زمانی که صندلی های بزرگ اتاقم همیشه سرد بود و من یک شب زمستانی را در شمال زیر آن سپری می کردم. یادم می آید که پدرم هر شب در باغ یک سبد میوه پر از درختان پرتقال خونی می کرد و آنها را روی صندلی جدا می کرد. خنکی میوه های آبدار، گرمای صندلی و خنده ها و شوخی های زیر صندلی خاطراتی نیستند که هرگز فراموش نخواهم کرد.

انتهای پیام/

دکمه بازگشت به بالا