مجله هنری و فرهنگ

کیلومترها دورتر در جست‌وجوی کتاب!

«دنبال کتابی در کتابخانه قدیمی روستای بودیم و به خودمان قول دادیم اگر کتاب را پیدا کنیم، کتابخانه را دوباره راه‌اندازی کنیم».

به گزارش مجله آنلاین، طرح ترویج کتاب و خوانی «روستاها و عشایر دوستدار کتاب» از اوایل دهه ۹۰ آغاز به کار کرد و در این طرح از فعالیت‌های روستاییان و عشایر در حوزه کتاب و کتابخوانی تقدیر شد، روستاهایی که شاید اسمشان را نشنیده باشند اما فرهنگ کتاب و کتابخوانی فعالیت می‌کنند. نمایشگاه کتاب مجالی آن‌هاست که به دور از قیل و قال خرید و فروش کتاب در داخل شبستان، در گوشه‌ای از حیاط مصلی به کسانی که گذرشان به چادرهایی که در آن‌ها مستقر هستند، می‌افتد درباره کارها و فعالیت‌های کتاب. و کتاب خوانق و گاه از فره نگ و غذاها و سوغاتی

این مروجان کتاب از هر منطقه‌ای که می‌آیند، سه روز فرصت دارند تا خود و فعالیت‌هایشان را به مخاطبان بشناسند و بعد از سه‌روز باید راهی شهر و دیارشان شوند تا مروجان دیگر از روستاهای دیگر جای‌شان را بگیرند.

اگر صفحات آن‌ها را در شبکه‌های مجازی دنبال کنید، کتاب‌های فرصتی را به شما می‌دهند تا از نزدیک آن‌ها را ببینید و خوش و بشی‌ها را ببینید.

چند سبد با کاغذهای رنگارنگ در مقابل غرفه‌های توجهم را جلب می‌کنم، سمت سبدها می‌روم تا ببینم چیزی در آن‌هاست. به سمتم تعارف می‌شود «بچه‌ها کتاب معرفی کرده‌اند، انتخاب کردند. در آن یکی هم برش کتاب است.» همین باعث می‌شود وارد غرفه‌شان شوم. مي

کیل و مترها دورت ر در کتاب جستوجوق!

می‌پذیرم و پای صحبتش می‌نشینم.

مونونوکلئوز

سال 1386 من و خواهرم و یک نفر دیگر به خاطر پیدا کردن یک کتاب به کتابخانه قدیمی سر زدیم و به خودمان رسیدیم. قول دادیم، اگر کتاب را در این کتابخانه پیدا کنیم، کتابخانه را دوباره راه‌اندازی می‌کنیم که خدا را شکر کتاب را پیدا کرد و همه تلاش‌مان را کرد که کتابخانه را راه بیندازیم و این کار را با کمک مردمی و پول توجیبی بچه‌ها شروع کرد.

در سال 1393 در جشنواره روستاهای دوستدار کتاب برگزیده شد که در این جشنواره کمک هزینه به ما داده شد. در دو دوره در جام باشگاه های کتابخوانی رتبه اول را آوردیم.

چند باغ باچند عضو داريد؟

کارمان را با یک باشگاه شروع کردیم و همان یک باشگاه را داریم.

کیل و مترها دورت ر در کتاب جستوجوق!

درباره کاره ایق که براق جذب بچه ها انجام داد، توضقح

ما سال‌های پیش طرحی با عنوان «دیده و دل» داشتیم؛ تعداد زیادی با مدرسه بچه‌ها دارم، خیلی به مدرسه می‌روم و می‌آیم. وقتی آمدند روزنامه‌ها و مجلات باطله را به بچه‌ها دادم و گفتم از میان آن‌ها شاعران و نویسندگان و افراد مختلف سرشناس را دربیاورید به دفترهای‌تان بچسبانید، بچه‌ها این کار را کردند. مثلا عکس سعدی را کپی کنید تا به دفتر ق بچسبان د، حتما قک بیت قرره

بریده‌کتاب‌هایی که بیرون دیده‌اند، کار بچه‌هاست اما اوایل طرح‌ها و معرفی کتاب را در یک برگه سفید می‌زدیم و اول آنلاین به بچه‌ها می‌گفتیم تا رنگ آمیزی‌کننده‌ها و دفترشان بچسبانند. این‌جوری و این‌جوری نوشته، آن یکی می‌گفت پس فردا کتاب تو را از کتابخانه می‌گیرم. بچه‌ها کلی ذوق می‌کردند که باهم می‌نشینند رنگ‌آمیزی کنند یا کتاب‌هایشان را به ترکیبی از کننندها می‌دهند و در این کتاب می‌گویند که «خانم معلم می‌بینند کتاب بهتر از کتاب آن‌ها یکی است. .” خیلی برنامه خوبی بود. برای این که بیشتر با شاعران و نویسندگان و ناشران آشنا شوند، جشن بادبادک‌ها گرفتیم و جهانی کودک بادبادک دست‌ساز درست کردند و روی هر بادبادک اسم یک‌ نویسنده را زدیم و بعد همان روز آن‌ها را به آسمان پرواز دادیم.

یا مثلاً در روز درختکاری به بچه ها گفتیم هرکسی در خانه گل دارد از مادرش اجازه بگیرد و بیاورد. گلدان را به اسم نویسنده و مترجم کاشتیم و به بچه‌ها می‌گفتند که مراقبت از این گلدان با شماست و باید به آن آب بدهید و مراقب باشید. کدام نوقسنده است و باقد به آن احترام بگذارند.

کار دیگرمان جشن صورت بود، بچه‌ها هرکتابی که خوانده بودند، باید شخصیت محبوب‌شان را درست می‌کردند و در یک روز خاص می‌کردند و می‌کردند را به هم نشان می‌دادند و شخصیت‌ها را معرفی می‌کردند.

مي

آقای حسن‌زاده به روستای ما نیامده به روستای ما آمده‌اند و شبیه مژگان کلهر، آتوسا صالحی، لاله جعفری، زهرا موسوی، جعفر توزنده‌جانی، علی‌غر سیدآبادی، محمد طلوعی و داوقدرود امیریان هستند. اما بچه‌ها دوستشان دارند. مقدادند.

از طرح‌های دیگر ما درست کردن کارت‌پستال و بازی با حروف برای بچه‌هایی بود که درس‌هایشان ضعیف بود؛ ما حروف الفبا را در کارت‌های رنگی‌رنگی درآوردیم تا آن‌ها سریع حروف را کنار هم بگذارند و رکورد بزنند، این طرح هم بود و هم حروف را یاد می‌کرد. مق

روستای ما تا مقطع ابتدایی دارد و بچه‌ها برای خواندن مقاطع بالاتر باید به روستاهای دیگر بروند. شاعر و نویسنده را معرفی کنیم، مسابقه بگذاریم و کارهای متفاوت دیگری را بپذیریم. که بچه‌هایی که در خوابگاه دانش‌آموزی بودند، می‌آمدند و کتابی را می‌بردند که معرفی می‌کردند، می‌بردند تا بخوانند و این کتاب بین بچه‌ها دست به دست می‌شد و بعد برای ما می‌آوردند.

اطلاعات پ0064ام

اطلاعات پ0064ام

دکمه بازگشت به بالا