سیدمحمود دعایی؛ در مقام محمود

0054 کیلومتر:
نرنجان دن

چگونه regsvrker اقن نعمت برآرم
که زور مردم آزاری ندارم

لسان الغیب نقز گفته است:
مباق در پی

اما نرنجیدن مهم تر از نرنجاندن است چه آدمی هماره در رنج است . جنگیاست که با خود دارد (مقالات ت 101) اقن جنگ ه مان فتار نفس بر خواستن وتوقع داتن.

حافظ علقه الرحمه فرموده است

و فا کن0054 م و ملامت کرقم و خور باقیم م
که در یرققت ما کافرق است رن جیدن

نقز گفته اند: اند:
اگر خواهي نرن جيدر حضور رنج وناکامي
مرنجان و مرنج و رکه رنجاند مرنجانت

جفادق دن وه مچنان و فا ورزقدن

دعائی؛ نه کسی را می رنجاند ونه از کسی که می رنجید انسان بی خواستی بود که چون بایزید بسطامی “ارید ان لا ارید” گویان و خود خواست در پی جلب رنج دیگران به خویشتن ورها آنها از رنج بود.

دوم:
جان فداق نفس نادره مردانق باد

دعايق در زمره همان نادره مردان بود كه ققوه دفع را بررفع ترجقح دادن د واز ابتدا تعلق به دنتدا كرد.

مرحوم علامه یبایبائق فرموده اند:
تعلقات از بت های ظاهری بدتر است، برای اینکه در بت های ظاهری به استقلال، نظر نمی شود به دلیل : هولا شفعاؤنا عندالله (یونس ۱۸) و مانع بدهم الا لیقربوناذالی الله زلفی (زمر۳) ولی در تعالیم به نظر استقلال، نگاه می شود. (ثمرات حقات جلد ۳ قفحه ۲۰۳)

دعاقق تن رها کرده اق بود که پیره نمق خواست (تن رها کن تا نخواهي

تعقن چون نباقد خوق توان ¿
تعلق چون نباقد خوق توان مرد

«معظم انقلاب در پیام‌شان بر همین نکات تأکید می‌کند: «آنها از صفات نیک و پسندیده‌ای بودند: صفا و نفس، فروتنی و ساده‌زیستی، پاکدستی و قناعت، رهبر بزرگان و راسخ به امام بزرگوار و انقلاب و پایداری و وفا در دوستی و رفاقت”

سوم:
أ¿
غرقه گ¿

حضرت مولی الموحدقن در خیبه ۱۸۳ نه جابلاغه فرموده است

خذوا من اجسادکم فجودوا بها علق آن فسکم.

دعايق تن را به زحمات فراوان مي توان ساخت تا جان را پرورق دهد.

نگاه پرده پس زن دعای حتی پرده تن را از برابر دیدگان او پس زده بود .

هر زمان در حال رو به رو شدن به دیگران بود تا کار وامانده درمانده ای را چاره سازی کند.خیلی ها هستند که حاضرند کار کنند. کسی نداقت

چهارم:
نرانق داده اند از خرابات
که «التوحقد اسقای الاضافات»

نگارنده در طول سالیان آشنایی با این مرد خدا هرگز ندید که در مقام تعریف از کارها بود. آخرین دیدارمان روز چهارشنبه 4 خرداد همین ماه بود.

پنجم:
عاقق رگسرو و رنه روزق کار جهان سرآيد
ناخوان ده نقطه مقتود از کارگاه هستی

دعایی عاشق جنس انسان بود وفصل های جدا کننده نمی تواند این عشق را به عاشقانه کند با همین خلق خوش را می کند. از فقل حق

تو چنان ¿
نه چنان چون تو بمقرق بره ند (سناقي)

سقد محمود دعاقي

قاد بود گروه نخبگان خبرآن لاین برای

سيد محمود دعاقي؛ اتوبوس سواري

دکمه بازگشت به بالا