استرداد دادخواست بعد از جلسه رسیدگی
یکی از پرسش های کلیدی و پرتکرار در مراجع قضایی این است که آیا می توان دادخواستی را که جلسات رسیدگی اش آغاز شده، مسترد کرد؟ پاسخ صریح این است که «استرداد دادخواست» به مفهوم بند «الف» ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی، پس از تشکیل اولین جلسه رسیدگی و اظهار خواهان، دیگر امکان پذیر نیست و در این مرحله، خواهان باید از ظرفیت «استرداد دعوا» استفاده کند.
درک این تمایز بنیادین برای خواهان ها، خوانده ها، دانشجویان حقوق و حتی وکلا اهمیت حیاتی دارد، زیرا انتخاب نادرست میان این دو می تواند پیامدهای حقوقی متفاوتی از جمله قابلیت طرح مجدد دعوا یا اعتبار امر مختومه را به دنبال داشته باشد. این مقاله با هدف شفاف سازی کامل این مفاهیم و ارائه راهنمایی جامع و کاربردی برای تمامی ذی نفعان تدوین شده است.
۱. مفهوم کلی استرداد در نظام حقوقی ایران
مفهوم استرداد در نظام حقوقی ایران به معنای پس گرفتن، بازپس گیری یا اعاده وضعیت پیشین به کار می رود و کاربرد وسیعی در شاخه های مختلف حقوق دارد. این واژه از ریشه رد به معنای برگرداندن مشتق شده و در ادبیات حقوقی، به اقداماتی اشاره دارد که یک طرف دعوا (معمولاً خواهان) تصمیم به انصراف از یک عمل حقوقی پیشین خود می گیرد.
برای مثال، استرداد مال، استرداد اسناد یا استرداد وجه از جمله مواردی هستند که در حقوق مدنی و کیفری مطرح می شوند. در بستر دادرسی مدنی، استرداد عمدتاً در دو قالب استرداد دادخواست و استرداد دعوا ظاهر می شود که هر یک از آن ها دارای شرایط، زمان بندی و آثار حقوقی متمایزی هستند که فهم دقیق آن ها برای فعالان حوزه حقوق ضروری است.
استرداد در دعاوی حقوقی، بیش از یک عمل ظاهری، بازتاب دهنده اراده خواهان برای پایان دادن به یک فرآیند قضایی است که آغاز کرده است. این اراده ممکن است ناشی از عوامل متعددی از جمله سازش با خوانده، تغییر شرایط، آگاهی از ضعف دلایل خود، یا حتی اشتباه در انتخاب نوع دعوا باشد. قانون گذار با پیش بینی این دو نهاد حقوقی، انعطاف پذیری لازم را برای خواهان فراهم آورده تا در صورت لزوم، بتواند مسیر قضایی خود را بازنگری کند، اما این انعطاف پذیری با محدودیت ها و آثار مشخصی همراه است که در ادامه به تفصیل بررسی خواهند شد.
۲. استرداد دادخواست چیست؟ مهلت و آثار حقوقی آن
برای درک صحیح مفهوم استرداد دادخواست، ابتدا باید به تعریف دادخواست و نقش آن در دادرسی مدنی بپردازیم.
۲.۱. تعریف دادخواست
در نظام حقوقی ایران، دادخواست، سندی کتبی و رسمی است که خواهان (شخصی که مدعی حقی است)، با تقدیم آن به دادگاه صالح، شروع به رسیدگی قضایی به دعوای خود را درخواست می کند. این سند باید مطابق تشریفات و فرمت های مقرر قانونی تنظیم شود و شامل مشخصات طرفین، خواسته، دلایل و مستندات و سایر اطلاعات لازم باشد. تقدیم دادخواست، نخستین گام برای به جریان انداختن یک دعوای حقوقی و شروع فرآیند دادرسی است.
ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی صراحتاً بیان می دارد: شروع رسیدگی در دادگاه، مستلزم تقدیم دادخواست می باشد. این ماده بر اهمیت دادخواست به عنوان ابزار رسمی آغاز دادرسی تأکید می کند و بدون آن، دادگاه صلاحیت ورود به ماهیت دعوا را نخواهد داشت. دادخواست پس از ثبت در دفاتر خدمات قضایی و ابلاغ به خوانده، وارد مرحله رسیدگی قضایی می شود.
۲.۲. استرداد دادخواست بر اساس بند «الف» ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی
استرداد دادخواست به معنای انصراف خواهان از دادخواستی است که پیشتر به دادگاه تقدیم کرده است. این انصراف، پیش از ورود دادگاه به ماهیت دعوا صورت می گیرد و هدف آن، صرف نظر از ادامه رسیدگی به همان دادخواست است.
مهلت قانونی
بر اساس بند «الف» ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی، خواهان فقط تا اولین جلسه دادرسی یا قبل از اولین اظهار خواهان در اولین جلسه می تواند دادخواست خود را مسترد کند. این مهلت بسیار دقیق و محدود است. به این معنا که به محض تشکیل اولین جلسه دادرسی و هرگونه اظهار یا اقدام خواهان در آن جلسه (حتی تأیید صحت دادخواست)، حق استرداد دادخواست به مفهوم این بند ساقط می شود.
بند الف ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی:
خواهان می تواند تا اولین جلسه دادرسی، دادخواست خود را مسترد کند. در این صورت دادگاه قرار ابطال دادخواست صادر می نماید.
آثار حقوقی
در صورت استرداد دادخواست در مهلت مقرر، دادگاه قرار ابطال دادخواست صادر می کند. این قرار، به این معناست که دادخواست از ابتدا کان لم یکن تلقی می شود و هیچ اثر حقوقی بر ماهیت دعوا ندارد.
قابلیت طرح مجدد دعوا
مهم ترین اثر حقوقی قرار ابطال دادخواست این است که فاقد اعتبار امر مختومه است. به عبارت دیگر، خواهان پس از صدور قرار ابطال دادخواست، می تواند مجدداً با همان خواسته و دلایل، دادخواست جدیدی را به دادگاه تقدیم کند. این امر به خواهان امکان می دهد تا در صورت بروز اشتباهات شکلی در دادخواست اولیه یا تغییر شرایط، بدون نگرانی از از دست دادن حق خود، مجدداً دعوا را مطرح کند.
نکته کلیدی: تأکید بر این نکته ضروری است که استرداد دادخواست به مفهوم بند «الف» ماده ۱۰۷، بعد از جلسه رسیدگی دیگر امکان پذیر نیست. چرا که با تشکیل جلسه رسیدگی و آغاز فرآیند دادرسی، ماهیت اقدام حقوقی تغییر می کند و دیگر صرفاً با دادخواست سر و کار نداریم، بلکه با دعوایی مواجهیم که وارد مراحل ماهوی شده است. بنابراین، جستجو برای استرداد دادخواست بعد از جلسه رسیدگی به معنای واقعی بند الف، راه به جایی نخواهد برد و خواهان باید به دنبال راهکار دیگری باشد که در بخش بعدی توضیح داده می شود.
۳. استرداد دادخواست بعد از جلسه رسیدگی؛ پاسخ نهایی و معرفی استرداد دعوا
۳.۱. پاسخ صریح: عدم امکان استرداد دادخواست به مفهوم واقعی
همانطور که پیش تر توضیح داده شد، استرداد دادخواست به مفهوم دقیق و قانونی خود (موضوع بند «الف» ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی) پس از تشکیل اولین جلسه رسیدگی و اظهار خواهان، دیگر امکان پذیر نیست. بسیاری از افراد به اشتباه گمان می کنند که تا هر زمانی که پرونده به نتیجه نرسیده، می توانند دادخواست خود را مسترد کنند، اما این یک تصور غلط حقوقی است.
پس از اینکه دادخواست به دادگاه تقدیم شد و اولین جلسه دادرسی برگزار گردید یا خواهان در اولین جلسه مطلبی اظهار کرد، پرونده از مرحله صرف دادخواست خارج شده و وارد فاز دعوا می گردد که ماهیت و احکام خاص خود را دارد. در این مرحله، خواهان دیگر نمی تواند با عنوان استرداد دادخواست، از ادامه رسیدگی انصراف دهد.
۳.۲. راهکار قانونی جایگزین: استرداد دعوا
در شرایطی که حداقل یک جلسه رسیدگی برگزار شده و خواهان قصد انصراف از ادامه دعوا را دارد، راهکار قانونی صحیح و قابل اجرا، استرداد دعوا است. این مفهوم در بند «ب» ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی شده و شرایط و آثار حقوقی متفاوتی نسبت به استرداد دادخواست دارد. در واقع، آنچه بسیاری از کاربران در جستجوی استرداد دادخواست بعد از جلسه رسیدگی به دنبال آن هستند، همین استرداد دعوا است.
۳.۳. اهمیت تمایز: جلوگیری از مشکلات حقوقی
درک این تفاوت حیاتی است. عدم آگاهی از تمایز میان استرداد دادخواست و استرداد دعوا می تواند منجر به اقدامات حقوقی نادرست و در نتیجه، از دست رفتن حقوق خواهان یا بروز پیچیدگی های غیرضروری در پرونده شود. به عنوان مثال، اگر خواهان پس از جلسه رسیدگی، به اشتباه درخواست استرداد دادخواست را ارائه دهد، دادگاه ممکن است آن را رد کرده و خواهان را در سردرگمی و بلاتکلیفی قرار دهد. از این رو، آگاهی از ماهیت استرداد دعوا و شرایط آن، در این مرحله از دادرسی، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.
۴. استرداد دعوا: راهکار قانونی پس از آغاز دادرسی (بر اساس بند «ب» ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی)
پس از آنکه دادرسی آغاز شد و مهلت استرداد دادخواست (پیش از اولین جلسه یا اولین اظهار) منقضی گردید، خواهان همچنان این امکان را دارد که از ادامه رسیدگی انصراف دهد. این اقدام که استرداد دعوا نام دارد، در بند «ب» ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی شده است و دارای شرایط و آثار حقوقی متفاوتی است.
۴.۱. تعریف استرداد دعوا
استرداد دعوا به معنای انصراف خواهان از پیگیری و ادامه دعوایی است که در دادگاه مطرح شده و وارد مراحل رسیدگی (مانند تشکیل جلسات، تبادل لوایح یا ارجاع به کارشناسی) گردیده است. این انصراف، اراده خواهان برای پایان دادن به فرآیند قضایی مربوط به آن دعوا را نشان می دهد.
بند ب ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی:
خواهان می تواند تا زمانی که دادرسی تمام نشده است، دعوای خود را مسترد کند. در این صورت قرار رد دعوا صادر خواهد شد. همچنین خواهان می تواند در هر مرحله ای از دادرسی دعوا را به کلی ساقط کند که در این صورت قرار سقوط دعوا صادر می شود و خواهان دیگر نمی تواند همان دعوا را مجدداً مطرح کند.
۴.۲. مهلت قانونی استرداد دعوا
مهلت استرداد دعوا، برخلاف استرداد دادخواست، وسیع تر است: تا زمانی که دادرسی تمام نشده است. مفهوم پایان دادرسی زمانی است که دادگاه، پس از انجام تمامی اقدامات لازم، خود را آماده صدور رأی می بیند و ختم رسیدگی را اعلام می کند. بنابراین، استرداد دعوا می تواند در طول جلسات دادرسی، پس از ارجاع به کارشناسی، پس از تبادل لوایح، و حتی پس از ختم مذاکرات اصحاب دعوا (پیش از اعلام ختم دادرسی توسط دادگاه) انجام شود.
۴.۳. شرایط و آثار حقوقی استرداد دعوا
استرداد دعوا بسته به اینکه با رضایت خوانده همراه باشد یا خیر، و همچنین زمان انجام آن، آثار متفاوتی خواهد داشت:
- استرداد دعوا با رضایت خوانده (قبل از ختم مذاکرات اصحاب دعوا):
- زمان: خواهان می تواند تا قبل از ختم مذاکرات اصحاب دعوا، دعوای خود را مسترد کند و اگر خوانده به این استرداد رضایت دهد، دادگاه قرار رد دعوا صادر می کند.
- اثر حقوقی: صدور قرار رد دعوا.
- قابلیت طرح مجدد: این قرار نیز فاقد اعتبار امر مختومه است. بنابراین، خواهان می تواند همان دعوا را مجدداً در آینده مطرح کند. رضایت خوانده در این حالت، مانع از طرح مجدد دعوا نیست و تنها به خواهان اجازه می دهد که با اطمینان از عدم مقید شدن حق خود، دعوا را مسترد کند.
- استرداد دعوا بدون رضایت خوانده یا صرف نظر کلی از دعوا:
- زمان: خواهان می تواند در هر زمانی که دادرسی به پایان نرسیده باشد، دعوای خود را مسترد کند، حتی اگر خوانده به این امر رضایت ندهد. در این حالت، خواهان در واقع صرف نظر کلی از دعوا می کند.
- اثر حقوقی: صدور قرار سقوط دعوا.
- قابلیت طرح مجدد: این قرار دارای اعتبار امر مختومه است. به این معنا که خواهان دیگر نمی تواند همان دعوا را با همان موضوع، همان اسباب و همان طرفین، مجدداً در دادگاه مطرح کند. این امر یک اثر حقوقی بسیار مهم و قطعی است که حق خواهان را برای همیشه در خصوص آن دعوای خاص ساقط می کند.
۴.۴. نکته تکمیلی: استرداد بخشی از خواسته
آیا خواهان می تواند تنها بخشی از خواسته خود را مسترد کند؟ بله، این امکان پذیر است. استرداد بخشی از خواسته نیز تابع شرایط کلی استرداد دعوا است. به عنوان مثال، اگر خواهان هم مطالبه وجه و هم الزام به تنظیم سند را درخواست کرده باشد، می تواند تنها خواسته مطالبه وجه را مسترد کند. آثار حقوقی آن نیز بسته به رضایت خوانده و زمان استرداد، می تواند منجر به قرار رد دعوا یا سقوط دعوا در خصوص همان بخش مسترد شده از خواسته شود.
۵. جدول مقایسه کامل: استرداد دادخواست در مقابل استرداد دعوا
برای درک بهتر تفاوت های اساسی میان استرداد دادخواست و استرداد دعوا، جدول مقایسه ای جامع ارائه می شود:
| معیار مقایسه | استرداد دادخواست (بند الف ماده ۱۰۷ ق.آ.د.م) | استرداد دعوا (بند ب ماده ۱۰۷ ق.آ.د.م) |
|---|---|---|
| ماده قانونی | بند الف ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی | بند ب ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی |
| زمان/مرحله انجام | فقط تا اولین جلسه دادرسی یا قبل از اولین اظهار خواهان در اولین جلسه | تا زمانی که دادرسی تمام نشده است (قبل از اعلام ختم دادرسی توسط دادگاه) |
| نیاز به رضایت خوانده | خیر، نیاز به رضایت خوانده نیست | اگر قبل از ختم مذاکرات باشد و خواهان صرفاً استرداد کند، رضایت خوانده منجر به قرار رد دعوا می شود. در صورت صرف نظر کلی از دعوا، نیازی به رضایت نیست. |
| نوع قرار صادره | قرار ابطال دادخواست | قرار رد دعوا (با رضایت خوانده یا قبل از ختم مذاکرات) یا قرار سقوط دعوا (صرف نظر کلی از دعوا) |
| قابلیت طرح مجدد دعوا | بله، دعوا قابلیت طرح مجدد دارد | در صورت صدور قرار رد دعوا: بله، دعوا قابلیت طرح مجدد دارد. در صورت صدور قرار سقوط دعوا: خیر، دعوا قابلیت طرح مجدد ندارد. |
| اعتبار امر مختومه | فاقد اعتبار امر مختومه | قرار رد دعوا: فاقد اعتبار امر مختومه قرار سقوط دعوا: دارای اعتبار امر مختومه |
| ماهیت حقوقی | انصراف از سند دادخواست و عدم شروع دادرسی ماهوی | انصراف از ادامه پیگیری دعوای در حال رسیدگی |
۶. استرداد دعوا در مراحل بالاتر دادرسی (تجدیدنظر و فرجام خواهی)
مفهوم استرداد، تنها محدود به مرحله بدوی نیست و در مراحل بالاتر دادرسی مانند تجدیدنظر و فرجام خواهی نیز کاربرد دارد، اما با شرایط و آثار حقوقی خاص خود.
۶.۱. استرداد دادخواست تجدیدنظر (ماده ۳۶۳ قانون آیین دادرسی مدنی)
پس از صدور رأی بدوی، طرفین ممکن است نسبت به آن اعتراض کرده و دادخواست تجدیدنظر تقدیم کنند. در این مرحله، قانون آیین دادرسی مدنی به تجدیدنظرخواه اجازه می دهد که دادخواست تجدیدنظر خود را مسترد کند. بر اساس ماده ۳۶۳ قانون آیین دادرسی مدنی، چنانچه تجدیدنظرخواه (هر یک از طرفین که دادخواست تجدیدنظر داده است)، دادخواست تجدیدنظر خود را مسترد کند، مرجع تجدیدنظر (دادگاه تجدیدنظر استان)، قرار ابطال دادخواست تجدیدنظر را صادر می کند.
آثار این قرار مشابه قرار ابطال دادخواست در مرحله بدوی است؛ یعنی تجدیدنظرخواه می تواند مجدداً و در مهلت قانونی (اگر هنوز منقضی نشده باشد)، دادخواست تجدیدنظر جدیدی تقدیم کند. این قرار نیز فاقد اعتبار امر مختومه در خصوص ماهیت دعوا است، اما حق تجدیدنظرخواهی را برای همان دادخواست مسترد شده، ساقط می کند.
۶.۲. استرداد دادخواست فرجامی (ماده ۴۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی)
مرحله فرجام خواهی، آخرین مرحله از رسیدگی قضایی در دیوان عالی کشور است که به بررسی نقض قوانین در رأی صادر شده می پردازد، نه ماهیت دعوا. در این مرحله نیز امکان استرداد دادخواست فرجامی وجود دارد. ماده ۴۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی به طور صریح به استرداد دادخواست فرجامی اشاره نکرده است، اما از مفاد آن می توان استنباط کرد که اگر فرجام خواه دادخواست فرجامی خود را مسترد کند یا دادخواست او رد شود، حق درخواست فرجام تبعی ساقط می شود و اگر قبلاً درخواست فرجام تبعی شده باشد، بلا اثر می شود. این امر به معنای انصراف از ادامه فرآیند فرجام خواهی است و از نظر ماهیتی، امکان طرح مجدد همان فرجام خواهی را سلب می کند.
در هر دو مرحله تجدیدنظر و فرجام خواهی، اگر خواهان از اصل دعوا (نه صرفاً دادخواست اعتراض) منصرف شود، بحث استرداد دعوا مطرح می شود که با توجه به شرایط و آثار بند «ب» ماده ۱۰۷ ق.آ.د.م (با تغییر مرجع رسیدگی) اعمال خواهد شد.
۷. نمونه لایحه استرداد دعوا (پس از جلسه رسیدگی)
در این بخش، یک نمونه لایحه برای استرداد دعوا ارائه می شود که خواهان می تواند پس از اولین جلسه رسیدگی و قبل از پایان دادرسی، آن را به دادگاه تقدیم کند. توجه داشته باشید که این لایحه برای استرداد دعوا است، نه استرداد دادخواست (که مهلت آن گذشته است).
باسمه تعالی
ریاست محترم شعبه [شماره شعبه] دادگاه [نام دادگاه، مثال: عمومی حقوقی / تجدیدنظر] شهرستان [نام شهرستان]
با سلام و احترام،
اینجانب [نام و نام خانوادگی خواهان]، فرزند [نام پدر]، به شماره ملی [شماره ملی]، خواهان پرونده کلاسه [شماره کلاسه پرونده] و شماره بایگانی [شماره بایگانی شعبه] با موضوع [موضوع دعوا، مثال: مطالبه وجه / الزام به تنظیم سند رسمی] مطروحه در آن شعبه محترم، احتراماً به استحضار می رساند:
نظر به اینکه پس از تشکیل جلسه رسیدگی در تاریخ [تاریخ اولین جلسه رسیدگی] و با توجه به [ذکر علت استرداد، مثال: حصول سازش با خوانده / تغییر شرایط / صرف نظر کلی از ادامه دعوا]، اینجانب دیگر تمایلی به ادامه رسیدگی به دعوای مطروحه ندارم.
لذا، با استناد به بند «ب» ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی، بدین وسیله دعوای خود را مسترد می نمایم.
[در صورت توافق با خوانده برای استرداد دعوا و صدور قرار رد دعوا، این پاراگراف را اضافه کنید]:
با توجه به رضایت خوانده محترم، آقای/خانم [نام و نام خانوادگی خوانده]، به این استرداد، صدور قرار رد دعوا مورد استدعاست تا اینجانب حق طرح مجدد دعوا را در صورت لزوم، محفوظ داشته باشم.
[در صورت عدم رضایت خوانده یا انصراف کلی خواهان و تمایل به صدور قرار سقوط دعوا، این پاراگراف را اضافه کنید]:
با توجه به انصراف کلی و قطعی اینجانب از دعوای مطروحه، صدور قرار سقوط دعوا مورد استدعاست تا پرونده مختومه و رسیدگی به آن به پایان رسد.
پیشاپیش از حسن توجه و دستور مقتضی آن ریاست محترم کمال تشکر را دارم.
با احترام فراوان،
نام و نام خانوادگی خواهان: [نام و نام خانوادگی]
تاریخ: [تاریخ تقدیم لایحه]
امضاء:
توضیحات تکمیلی برای تنظیم لایحه:
- اطلاعات پرونده (شماره کلاسه و بایگانی) باید دقیقاً مطابق با مشخصات پرونده باشد.
- دلیل استرداد (سازش، تغییر شرایط و …) می تواند به صورت مختصر ذکر شود، اما ضرورتی ندارد. مهم، اعلام اراده صریح بر استرداد دعوا است.
- انتخاب بین درخواست صدور قرار رد دعوا یا سقوط دعوا (که در متن لایحه دو حالت جداگانه ذکر شده اند)، بستگی به اراده خواهان و وجود یا عدم وجود رضایت خوانده دارد. خواهان باید از آثار هر یک کاملاً آگاه باشد.
- این لایحه باید از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی به دادگاه مربوطه ارسال شود.
۸. سوالات متداول
آیا پس از استرداد دعوا می توان مجدداً همان دعوا را مطرح کرد؟
قابلیت طرح مجدد دعوا پس از استرداد آن، به نوع قرار صادره توسط دادگاه بستگی دارد. اگر دادگاه «قرار رد دعوا» صادر کرده باشد (معمولاً در صورت استرداد با رضایت خوانده یا قبل از ختم مذاکرات)، دعوا فاقد اعتبار امر مختومه بوده و خواهان می تواند مجدداً همان دعوا را مطرح کند. اما اگر دادگاه «قرار سقوط دعوا» صادر کرده باشد (در صورت صرف نظر کلی خواهان از دعوا)، این قرار دارای اعتبار امر مختومه است و خواهان دیگر نمی تواند همان دعوا را مجدداً اقامه کند.
منظور از ختم دادرسی چیست؟
«ختم دادرسی» زمانی است که دادگاه پس از انجام تمامی اقدامات لازم، از جمله شنیدن اظهارات طرفین، بررسی اسناد، استماع شهود، اخذ نظر کارشناس و…، پرونده را از جهت رسیدگی ماهوی کامل و آماده صدور رأی تشخیص می دهد. در این مرحله، قاضی به صورت رسمی «ختم دادرسی» را اعلام می کند و پس از آن، مهلت قانونی برای صدور رأی آغاز می شود. پس از اعلام ختم دادرسی، دیگر امکان استرداد دعوا نیز وجود نخواهد داشت.
اگر خوانده با استرداد دعوا موافق نباشد، چه اتفاقی می افتد؟
در صورتی که خواهان قصد استرداد دعوا را داشته باشد و خوانده با آن موافق نباشد، خواهان همچنان می تواند از دعوای خود صرف نظر کلی کند. در این حالت، دادگاه «قرار سقوط دعوا» صادر می کند که دارای اعتبار امر مختومه است و خواهان دیگر نمی تواند همان دعوا را مجدداً مطرح کند. به عبارت دیگر، عدم رضایت خوانده مانع از انصراف خواهان از دعوا نیست، اما تأثیر آن بر قابلیت طرح مجدد دعوا متفاوت خواهد بود.
هزینه های دادرسی پس از استرداد دعوا چه سرنوشتی پیدا می کنند؟
در بیشتر موارد استرداد دادخواست یا دعوا، هزینه های دادرسی پرداخت شده توسط خواهان، قابل استرداد نیستند. مگر در موارد بسیار خاص که قانون صراحتاً پیش بینی کرده باشد، مانند مواردی که دادخواست اساساً قابل رسیدگی نباشد و خواهان ناچار به استرداد شود. به طور کلی، خواهان با تقدیم دادخواست، مسئول پرداخت هزینه های دادرسی است و انصراف از دعوا، این مسئولیت را از بین نمی برد.
چه زمانی استرداد دعوا بهتر است و چه زمانی ادامه دادن پرونده؟
تصمیم برای استرداد دعوا یا ادامه آن باید با مشورت وکیل متخصص و با توجه به شرایط خاص هر پرونده اتخاذ شود. استرداد دعوا در مواردی مناسب است که طرفین به توافق رسیده اند، خواهان به ضعف دلایل خود پی برده، یا طرح دعوا اساساً اشتباه بوده است. اما اگر خواهان از حق خود مطمئن باشد و دلایل کافی برای اثبات آن داشته باشد، ادامه دادن دعوا ممکن است به نتیجه مطلوب تری منجر شود. بررسی دقیق هزینه ها، زمان بر بودن دادرسی، و شانس پیروزی از جمله عواملی هستند که در این تصمیم گیری باید مد نظر قرار گیرند.
آیا وکیل می تواند بدون اجازه موکل، دادخواست/دعوا را مسترد کند؟
خیر. بر اساس قوانین وکالت و اصول آیین دادرسی مدنی، وکیل برای اقدامات مهمی که حقوق موکل را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار می دهد، نیاز به وکالت خاص یا اذن صریح موکل دارد. استرداد دادخواست یا دعوا، انصراف از دعوا، صلح و سازش، ارجاع به داوری و تعیین داور از جمله مواردی هستند که وکیل نمی تواند بدون اجازه کتبی و صریح موکل، اقدام کند. این امر برای حمایت از حقوق موکل و جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده احتمالی ضروری است.
نتیجه گیری
مفهوم استرداد دادخواست بعد از جلسه رسیدگی، غالباً با ابهام و سوءتفاهم هایی همراه است. در این مقاله به تفصیل روشن شد که «استرداد دادخواست» به معنای قانونی آن (بند «الف» ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی) تنها تا پیش از اولین جلسه دادرسی یا اولین اظهار خواهان امکان پذیر است. پس از این مرحله، خواهان برای انصراف از ادامه دادرسی، باید از سازوکار «استرداد دعوا» (بند «ب» همان ماده) بهره ببرد.
تمایز کلیدی میان این دو نهاد حقوقی در زمان انجام، نیاز به رضایت خوانده و مهم تر از همه، نوع قرار صادره توسط دادگاه (قرار ابطال دادخواست، قرار رد دعوا، یا قرار سقوط دعوا) و قابلیت یا عدم قابلیت طرح مجدد دعوا نهفته است. در حالی که قرار ابطال دادخواست و رد دعوا، مانع از طرح مجدد دعوا نیستند، قرار سقوط دعوا دارای اعتبار امر مختومه بوده و حق خواهان را برای همیشه در خصوص همان دعوا ساقط می کند. همچنین، استرداد در مراحل تجدیدنظر و فرجام خواهی نیز با قواعد خاص خود همراه است.
با توجه به پیامدهای حقوقی عمیق و متفاوت هر یک از این اقدامات، ضروری است که خواهان ها و خوانده ها با آگاهی کامل از مفاد ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی و با شناخت دقیق از شرایط پرونده خود، تصمیم گیری کنند. هرگونه اشتباه در انتخاب مسیر حقوقی می تواند منجر به از دست رفتن زمان، انرژی و حتی حقوق اساسی شود. از این رو، اکیداً توصیه می شود پیش از هرگونه اقدام، به منظور بررسی دقیق شرایط پرونده، تحلیل وضعیت موجود و انتخاب بهترین مسیر حقوقی، با یک وکیل متخصص در امور دعاوی حقوقی مشورت نمایید.